كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
499
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ و بهپاى داريد نماز را طَرَفَيِ النَّهارِ و در دو طرف روز وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ و در ساعتها از شب نماز طرف اعلى روز نماز بامداد است و نماز طرف اسفل ظهر و عصر و نماز زلف الليل مغرب و عشا آوردهاند كه عمرو بن عزيه رض خرما مىفروخت زنى صاحب جمال را كه به خرما خريدن آمده بود گفت خرما خوبتر در خانه ما است چون زن به خانه او درآمد عمرو او را تقبيل نمود فى الحال پشيمان شده بمجلس حضرت رسالتپناه ص آمد و گريان گريان آن حال گذشته را بعرض رسانيد آية فرود آمد إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ به درستى كه نيكوئيها يعنى نماز پنجگانه ببرند و محو كند بديها را كه غير كبائر باشند حضرت رسالت پناه ص از عمرو پرسيد كه نماز ديگر با ما گذاردى گفت آرى فرمود كه هى كفارته آن نماز كفاره آن گناه است گفتند يا رسول اللّه اين حال مر او راست خاصّا گفت نى براى عموم مردم است و مؤيد اين قول در حديث آمده كه نمازى تا نمازى كفارت گناهانست كه ميان ايشان واقع شده باشد چون از كبائر اجتناب نمايند واسطى قدس سره فرمود كه انوار طاعت ظلمت معاصى را محو مىسازند و در بحر الحقائق آورده كه انوار ذكر و مراقبه در طرفى النهار و زلفا من الليل ظلمات اوقاتى را كه به حوايج نفسانى صرف شده باشد دفع مىكنند و بعضى برآنند كه حسنات گفتن كلمات اربعه است يعنى سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الا اللّه و اللّه اكبر ذلِكَ اين فرمان و اين وعده ذِكْرى لِلذَّاكِرِينَ پندى است مر يادكنندگان را وَ اصْبِرْ و صبر كن بر امتثال اوامر و اجتناب از نواهى فَإِنَّ اللَّهَ پس به درستى كه خداى لا يُضِيعُ ضايع نگرداند أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ اجر نيكوكاران را عدول از مضمر اشارت بهآنست كه شكيبائى از احسانست فَلَوْ لا كانَ پس چرا نبود لو لا بمعنى نفيست يعنى نبود مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ از اهل قرنها كه پيش از شما بودند أُولُوا بَقِيَّةٍ خداوندان عقل و راى كه از روى حزم يَنْهَوْنَ بازداشتند مفسدان را عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ از تباهكارى در زمين تا عذاب فرود نيامدى إِلَّا قَلِيلًا ليكن اندكى بودند مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ از آنها كه نجات داديم ايشان را از عقوبات از گذشتگان كه ايشان نهى مىكردند وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا و پيروى كردند آنان كه كافر بودند ما أُتْرِفُوا فِيهِ آن چيزى را كه منعم شده بودند در ان يعنى متابعت آرزوهاى نفس كرده و تمام اهتمام به تحصيل اسباب شهوات مصروف گردانيده و از ماوراى آن اعراض نمودند وَ كانُوا مُجْرِمِينَ و بودند كافران وَ ما كانَ رَبُّكَ و نخواست پروردگار تو لِيُهْلِكَ الْقُرى كه هلاك كند اهل ديهها را بِظُلْمٍ بشرك وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ و حال آنكه اهل آن موضع به صلاحآرندگان باشند ميان يكديگر يعنى به مجرد شرك هلاك نكند تا فساد و ظلم به آن منضم نهگردد و ازينجا گفتهاند الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع الظلم وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ و اگر خواستى پروردگار تو لَجَعَلَ النَّاسَ هرآئينه گردانيدى مردمان را أُمَّةً واحِدَةً همه يك گروه يعنى بر يك دين و يك آئين وَ لا يَزالُونَ و هميشه باشند مُخْتَلِفِينَ اختلافكنندگان در حق و باطل چون يهود و نصارى و مجوس .